X
تبلیغات
درمورد رسول مختاری
اولین پوستر شهرستان خمینی شهر که تصویری از خانه تاریخی سرتیپ سدهی خمینی شهر است راهی بازار شد این پوستر که با عکاسی رسول مختاری وهمکاری سازمان رفاهی شهرداری خمینی شهر آماده شده است تصویری است با لنز چشم ماهی (فیش آی) از خانه تاریخی سرتیپ سدهی که هم اکنون در روی دکه های روزنامه فروشی واماکن تاریخی شهرستان به فروش می رسد.

تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 13:22 | نویسنده : رسول مختاری |

چند روزی هست که می خوام از کربلا غروبش.اذانش.بین الحرمینش.خیمگاش.تل زینبیش.شیرو فضه اش. کف العباسش و... بنویسم ولی فهرست واژگانیم نمی تونه کلماتی برای وصف آن جایگاه پیدا کنه.

خدایا توراسپاس که روزیم کردی کربلای حسینی را،،،

خدایا توراسپاس که دیدم شش گوشه حسینی را،،،

خدایا تورا سپاس که دیدم ضریح ابالفضل عباس حسینی را،،،

خدایا قسمتم کن دوباره دبدار یاررا،،،



تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 15:36 | نویسنده : رسول مختاری |
ازدیرباز به عشق کربلا وجود آدمی می تپیده وشایدشوق وصال دیوانه وار آدمی را نگاه می داشته است.کربلا محل آموزش ویاد گرفتن است .محل امتحان ،محل درک وفهم وپای گزاشتن در این سرزمین پر از نور همانا ودرک کربلا ودیدار یار همانا. بارک وتعالی موهبت دیدن یار را به ما عطا فرموده ولی این سرپاتقصیر درک کربلایی را زمزمه می کند واین وصال نگردد مگرر به دعای دوستان.پس عاجزانه خواستارم دعایم کنید تاکربلا درک کرده برگردم ومن دعایتان میکنم در کربلا که وصال هم برای همه مقدر گردد....

در شمن حلال کنید چون رسم براین است که زائر از همه در خواست حلالیت می نماید تا حقی بر گردنش نباشد برای درک دیدار یار،،،

منتظر آموزه های شما برای خوب دیدن کربلا در قسمت نظرات هستم....

اولین وعده دیدار یارچهارشنبه 1392/12/28شاید ظهر شاید بعداز ظهروشاید شب هنگام

خواندن آموزه ها تا سه شنبه 1392/12/28شب هنگام



تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 9:35 | نویسنده : رسول مختاری |



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 18:44 | نویسنده : رسول مختاری |
من مسئول حرفهایی هستم که میزنم نه مسئول برداشت های شما،،،



تاريخ : یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 12:15 | نویسنده : رسول مختاری |
عجیب است شب تولد اشخاص به اوتبریک می گویندتولدی که به شما گوشزدمی کند باز هم فرصتی سوخت بازهم فرصتی رفت نمی دانم چه بگویم چقدر فرصت از دست داده ام چه فرصت هایی به دست آوردم وچه فرصت هایی برای آینده به استقبالم می آیدامشب با 21سالگی خودم خداحافظی میکنم 21سال پیش در 15شعبان به دنیا آمدم تا شاید چیزی داشته باشم ازصاحبم به یادگار اما 21سال گذشت وزندگی کردم بدون صاحب ومولا...

خدایا هدیه تولد من دیدار با صاحبم ومولایم باشد... 



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 | 15:51 | نویسنده : رسول مختاری |

الهی...

عاقبت کسی که ثروت خواست طمع شد

عاقبت کسی که زیبایی خواست حسرت شد

عاقبت کسی که شهرت خواست زندان خیال شد

عاقبت کسی که همدمی جز تو خواست جدایی شد

عاقبت کسی که قدرت خواست تنهایی شد

الهی ...

عاقبت آنی که...

الهی عاقبت تمام خواسته های دنیای ام مرگ شد

الهی عاقبت خویشتن را به تو میسپارم عاقبت به خیرمان کن



تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 16:25 | نویسنده : رسول مختاری |
خیلی وقتها لطف بیش از حد به منزله وظیفه برداشت میشه،،،

تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 | 23:36 | نویسنده : رسول مختاری |
http://uplod.ir/lheszjqp9rpy/رسول_مختاری.mp3.htm

برای دانلود بر روی لینک بالا کلیک کنید



تاريخ : پنجشنبه سوم بهمن 1392 | 11:15 | نویسنده : رسول مختاری |
بعضی وقتها دلمان می سوزد که چقدر میتوانستم خوب باشیم و نبوده ایم.

دلمان می سوزد که میتوانستم دروغ نگوییم و گفتیم 

دلمان میسوزد که می توانستیم به دیگران احترام بگزاریم ونگزاشتیم

دلمان می سوزد که می توانستیم مهربان باشیم ونبوده ایم

دلمان می سوزد که میتوانستیم چقدر با گذشت باشیم ونبوده ایم

دلمان می سوزد چقدر می توانستیم کنار هم باشیم ونبوده ایم

 دلمان می سوزد که چقدر می توانستیم زندگی کنیم ولی زنده بودن را تجربه کرده ایم

دلمان می سوزد که چقدر می توانستیم  دنیا را مزرعه آخرت کنیم ونکرده ایم

دلمان می سوزد چقدر می توانستیم دل به دست بیاوریم ولی شکسته ایم

دلمان می سوزد که چقدر...

ولی هنوز راهی هست.هنوز دلی هست . هنوز فکری هست

نگزاریم به سوزشی برسیم که نه در آن راهی و نه دلی و نه فکری مانده باشد...




تاريخ : سه شنبه دهم دی 1392 | 2:35 | نویسنده : رسول مختاری |